این سکانس، یکی از سکانسهای عجیبی است که هزاران حرف برای گفتن دارد. اسدالله خان پاخم کرده و کنار مزار پدرش نشسته تا نشان دهد که بالاخره او هم از اسب اقتدار و یککلام بودن پایین آمده و میخواهد روش همراهی با فرزندانش را در پیش بگیرد. یک جایی میگوید که انگار شیوههای قدیمی جواب نمیدهد و همین نشان میدهد که از مسیر طی شده راضی نیست. با یک جور استیصال میگوید:«اومدم دعای خیر کنی که کارام روبراه بشه.» اینگونه نشستن یک پدر انگار یک جورهایی دل مخاطب را نرم میکند.
مستندسازان با ثبت جزئیات آیین حماسی بدرقه با رهبری شهید، درصدد تبدیل این سوگ ملی به سندی ماندگار از آغاز یک دوران جدید هستند